شمس الدين محمد بن محمود آملي
214
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
يا معشر الجن الصالحين اجيبوا داعى الله الحق به حق ما في الخاتم . هر چه از ايشان پرسد جواب دهند و اگر نشنوند و نافرمانى كنند بگويد : « ما لكم لا ترجون للّه و قارا و قد خلقكم اطوارا ا لم تروا كيف خلق اللّه سبع سماوات طباقا و جعل القمر فيهن نورا و جعل الشمس سراجا » . كه بيشك هر چه پرسند جواب دهند و دوست شوند و اگر آن مهر بر موم نهند و در زير سر خود گذارد هر كرا خواهد همان شب خواب بيند . و اگر بر گل سفيد نهند و در خانه آنكه خواهد كه او را در نكاح آورد بيندازد بدآن مرا درسد و اگر چه آن زن بغايت شريفه باشد . و اگر بر كندر نهند و آن را در گردن اندازد قدر او پيش همه كس بلند باشد و هر چه درخواست كند اجابت كنند . و اگر آن مهر بر شمع نهند و در وقت نيك با خود دارد و با هر كه مخاصمه كند ظفر يابد و اگر بر قبضه خاك نهد و آن را در روى لشگر ريزد و بگويد : « شاهت الوجوه شاهت الوجوه و حم عسق لا يبصرون » همه روى بگريز نهند و چون خواهد كه احضار جن كند و از جائى بترسد يا مصروعى را خلاصى دهد اين عزيمت را بخواند : بسم اللّه الرحمن الرحيم عزمت عليكم يا معشر الطوارق و رؤساء الجن و الشياطين و الغيلان و التوابع بشدة جبروت اللّه و شدة سلطان اللّه و شدة بطش اللّه و شدة حول اللّه و قوته و بملكوت اللّه المحفوظ و بالقرآن المجيد و بالدين القيم الذى اذل به الخلايق و دان له بكلشىء و باعظم عزايم اللّه و مواثيقه على كل شيطان رجيم عزيمة من الله و رسوله على كل من يؤمن باللّه و ملائكته و كتبه و رسله و اليوم الاخر ايها الارواح و الجن و الشياطين و الغيلان و التوابع و ابليس و جنوده حيلا ( كذا ) و استعجلوا ان كنتم اياه تعبدون و على اى دين انتم فانى استعين عليكم به حق قآئدكم و دينكم و بما اوحى الى انبيائه و رسله به حق النار و النور و النيران و بما جرى به القلم من عند الرحمن و به حق التورية و الانجيل و الزبور و الفرقان و بالذى